ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

490

سفرنامه شاردن ( فارسى )

شگفت‌انگيز و باورنكردنى آمد ، و اگر به تواتر نمىشنيدم البته باور نمىكردم . در يكى از اوّلين روزهاى ماه مه معاون حاكم آذربايجان كسى را در پى رئيس گروه مبلّغان كاپوسن فرستاد تا از او راجع به اسقف ارمنستان و محلّى كه وى در آن‌جا پنهان شده اطلاعاتى كسب كند . ما همه از محلّ اختفاى بطريق آگاه بوديم امّا چون مىدانستيم كه مقصود آنان توقيف و اعزام او به ارمنستان است تا در آن جا وى را به زندان كنند ، در اين‌باره سخنى بر زبان نياورديم . چنان كه پيش از اين ياد شد دربار شاهنشاه به حاكم ارمنستان دستور داده بود براى اداى قرضهاى بطريق مأمورانى جهت جمع‌آورى پول به ديه‌ها و آباديها بفرستد تا از ارامنه به نسبت دارايى و امكاناتى كه دارند مبلغى كه اداى وامهاى بطريق را كفايت كند جمع‌آورى نمايند . حاكم ايروان فرصت را غنيمت شمرده مبلغى در حدود دو برابر آنچه لازم بود به جبر و عنف از مردم گرفته بود و به سود خود ضبط كرده بود . اسقف بر اين اميد بود كه حاكم ايروان همهء پولهاى جمع شده را در اختيار او بگذارد تا وى قرضهايش را به مأمورانى كه براى اين كار از قسطنطنيه آمده بودند بپردازد ، و باقىمانده‌اش را به نفع خود ضبط كند ، امّا حاكم نه تنها چنين نكرد ، بلكه بابت قرضهاى بطريق كه مبلغ آن چهل و پنج هزار ليور بود بيش از بيست و سه هزار ليور نپرداخت . و بقيه را خود برداشت . اسقف از بىانصافى و نادرستى حاكم ناراضى و خشمگين گشت و بر اين نيت بود به اصفهان برود و به شاه شكايت برد . از روى ديگر حاكم بر اين اعتقاد بود كه بايد از اين كه وامهايش بدين صورت پرداخته شده شادمان و خرسند باشد ، و هرگز به اين فكر نپردازد كه چقدر پول جمع‌آورى شده ، و چه مبلغ آن به تأديه قروض او اختصاص داده شده است . اگر مردم زبان به ناسزا گفتن بطريق نمىگشودند ، و از او به زشتى ياد نمىكردند هرگز به حسابرسى نمىپرداخت ، و عليه مظالم حاكم جار و جنجال به پا نمىكرد . اما براى اين كه خشم مردم را نسبت به خود تسكين دهد ، و به آنها بنماياند كه آن همه پول را تنها براى اداى قرضهاى او به جبر و زور از آنان نگرفته‌اند داد و فرياد راه انداخت و نادرستى حاكم را بر ملا و آشكارا كرد . فرماندار ايروان وقتى از تصميم اسقف آگاه شد به وسيلهء فرستادگان مخصوص از همهء حكام شهرهاى نزديك درخواست كرد اگر اسقف به شهر آنان درآمد وى را بگيرند و نزد وى بفرستند ، و وقتى پيك حاكم ايروان به تبريز رسيد اسقف وارد اين شهر شده بود . ارامنهء اين شهر